لینک از خبرگزاری موج
برای پاسخ به این سؤال شما باید به تعریف و معنای دو عبارت "هنر" و "عكاسي خبري" مشرف باشید. من بیشتر عمرم با این دو عبارت در زمینههای مختلف کاریم سر و کار داشتهام، اما هنوز هم نمیتوانم معنای دقیقی از این دو واژه ارائه دهم.
تصور میکنم آدمهای مختلف برداشتهای متفاوتی از این دو واژه دارند. مثلاً عکاسی که برای بخش آگهیهای یک روزنامه موظف است از خانه و ماشینهای فروشی عکس بگیرد خود را "عکاس خبری" میداند.
من بعد از سالها کار کردن در سرویس عکس روزنامهها نمیدانم به خودم و همکارانم چه عنوانی را میتوانم اطلاق کنم و اکثراً در جواب "چه کاره هستی؟" ترجیح میدهم بگویم "عکس میگیرم" تا اینکه پاسخ بدهم "من یک فتوژورنالیست هستم".
اگر به جای عبارت "عکاسی خبری" که برای هر کس معنای متفاوتی را تداعی میکند، واژه "هنر" را امتحان کنیم چه؟
هنر برای یک گالریدار، به معنای هر آن چیزی است که بالقوه بتواند در یک گالری به فروش برسد و برای مدیر یک موزه، چیزی ست که بتوان آن را به عنوان یک اثر به نمایش درآورد؛ اثری که بیننده را متأثر کند.
همه این تعاریف درست است و دقیقاً همین من را بیشتر گیج میکند.
من اصطلاح "گالری عکس" را بیشتر از "گالری هنری" می پسندم و اکثر گالریهایی که دوستشان دارم هم از همین عنوان استفاده میکنند. همچنین ترجیح میدهم کسانی که هر از گاهی از روی تفنن و یا سرگرمی عکسی میگیرند را "شاغلین آزاد" بدانیم تا یک "هنرمند".
عکاسی خبری کاریاست که شما در ازای پولی انجام میدهید و هنر کاریاست که برای دل خود انجام میدهید. گاهی طلاقی این دو مفهوم باعث خلق آثار ارزشمند عکاسانی چون دیانا آربس، ورنر بیسچف و کارتیه برسون میشود.
با این حال به طور کل معتقدم "عکاسی خبری" و"هنر" دو مقوله ی از هم جدا ست.
یک نفر ممکن است از عکاسی برای دل خودش لذت ببرد و عکسهای زیادی را هم به ثبت برساند. همانطور که ممکن است شخص دیگری این کار را عبث و بیمعنی بداند.
عکاسان زیادی را می شناسم که فقط در ازای پول عکس می گیرند وگاهی عکس های خوبی هم می گیرند. اما کسی را نمی شناسم که عکس های فوق العاده تاثیر گذاری در میان کارهایش باشد اما هیچ وقت برای دلش عکاسی نکند.
|
|
|
|
اساس عکاسی خبری با عکاسی به معنی عام، در سطوح مختلف تفاوت دارد. درحالی که یک عکس تنها نمایشدهنده یک سوژه است، عکس خبری میکوشند با نمایش آن بیانکننده یک خبر باشد.
در واقع عکس خبری با به تصویر کشیدن یک رخداد ورزشی، آتشسوزی و یا یک مراسم اعطای جایزه به مخاطب امکان آن را میدهد تا پیش از خواندن مطلب در جریان اتفاق افتاده قرار بگیرد. تحلیل عکسخبری تحلیل عکسهای خبری بهترین روش برای تازهکاران علاقهمند به عکاسی خبری است. برای مثال عکس مشهور آتشنشانی که جنازه کودکی را در جریان بمبگذاری Oklahoma سال ۱۹۹۵ در آغوش گرفتهاست. چاراز پورتر، عکاس؛ در این عکس نه تنها هولناکی فاجعه، بلکه دلسوزی و مسئولیتپذیری گروه نجات را به تصویر کشیده است. این عکس در زمانی کوتاه، داستانی دردناک و کامل از ماجرا را به مخاطب منتقل میکند، اشک را از دیدگانشان جاری میسازد و بیش از خواندن ماجرا آنها را در جریان این بیعدالتی و اندوه قرار میدهد.
این عکس ثابت میکند که عکاسان آماتوری چون چالز نیز میتوانند در عرصه عکاسی خبری حضور داشته باشند. در واقع در عکاسی خبری ما همیشه با چنین وقایع تراژ یکی روبهرو نیستم اما اصول عکاسی خبری برای حرفهای و تازهکارها یکیاست و آن انتقال خبر از طریق تصویر است. چهره مردم در جریان یک رخداد جزو تأثیرگذارترین تصاویر در عکاسی خبریاست. سردبیران این عکسها را میپسندند. چهره مردم میتواند احساس آنها را به مخاطب منتقل کند. در واقع بیان این نکته به عکاسان تازهکار یا دایر میشود که همیشه در کنار عکاسی از یک اتفاق خبری، از چهره مردم غافل نشوند. اخلاق در عکاسی خبری یک عکاس غیرخبری میتواند با قرار دادن سوژه در یک مکان مشخص و حذف بعضی از اقلام در پردازش کامپیوتری، تصاویر هنری و فریبندهای از یک سوژه ثبت کند. عکاس خبری فرصت سرو کله زدن با یک سوژه را ندارد. از طرفی این عکاسان براساس کدهای اخلاقی این حرفه موظف هستند واقعیت یک خبر را همان طور که اتفاق افتاده و دیدهاند به تصویر بکشند. تغییر و دستکاری یک عکس خبری از اعتماد بیننده به عکاس میکاهد. یک عکس جعلی اعتبار عکاس و مؤسسه انتشار دهنده را خدشهدار میکند.
مسئولیتهای اولیه در عکاسی خبری مسئولیتهای اولیه یک عکاس خبری به مراتب بیشتر از یک عکاس معمولیاست که شامل:
بسیاری از عکاسان خبری هر ۲۴ ساعت در ۷ روز هفته آماده برای حضور در صحنههای خبری هستند. سوار شدن در ماشین پلیس و وسایل نقلیه اورژانس بهترین راه برای رسین به موقع به مراکز وقوع خبر است. وارد شدن به حرفه ی عکاسی خبری هرچند عکاسان تازه کار با تهیه تصاویری با محتوای خبری میتوانند این حرفه را به صورت تجربی دنبال کنند اما آموزش رسمی در این زمینه بهترین انتخاب برای شروع فعالیت در عرصه عکاسی خبریاست. بسیاری از دانشگاهها عکاسی خبری را به مدت چهار سال به علاقهمندان تدریس میکنند و در این دوره اخلاق حرفهای، جریانهای قانونی مربوطه و البته تکنیک و فنون عکاسی خبری را به دانشجویان میآموزند.
کارآموزی در روزنامهها و مجلات به تازه کاران فرصت تجربه کردنهای زیادی را میدهند. رقابت برای به دست آوردن این فرصت بسیار تنگاتنگ است و دانشجویانی که از تکنیک بهتری برخوردارند اغلب شانس بیشتری نیز خواهند داشت. دبیران عکس همیشه فرصتهای خوبی در اختیار عکاسان با ذوق و مستعد میگذارند. همیشه در نظر داشته باشید گفتن واقعیت و روایت صادقانه یک واقعه خبری شرط اول در عکاسی خبریاست. |
تهران- عصر روز هشتم خرداد هشتاد و هفت. قبل از بارش باران
جشن رنگ در ابرهای آبستن باریدن
![]() |
نمايشگاه بزرگ عكس ياران حسين (ع) همزمان با اولين يادواره عكس ياران حسين (ع) از 12 تا 18 خرداد ماه به همت موسسه ناجي هنر و با همكاري آژانس عكس ايران، انجمن سينماي جوانان ايران و سازمان صدا و سيما در سالن حجاب برپا مي شود.به گزارش روابط عمومي يادواره عكس ياران حسين (ع) در اين نمايشگاه منتخب عكس هاي رسيده به دبيرخانه يادواره عكس ياران حسين (ع) به مدت هفت روز در معرض ديد عموم قرار مي گيرد.
برپايه اين خبر، دوهزار و 163 اثر از استانهاي تهران، مازندران، سمنان، هرمزگان، خوزستان، خراسان جنوبي، سيستان و بلوچستان، گلستان، آذربايجان شرقي، اصفهان، آذربايجان غربي، كردستان، يزد، مركزي، ايلام، كرمان، كرمانشاه، قزوين، زنجان، اردبيل، گيلان، همدان، لرستان، خراسان رضوي و شمالي، فارس و قم به دبيرخانه يادواره رسيده است.
اولين يادواره عكس ياران حسين (ع) با هدف گسترش فرهنگ حسيني و تعميق تاثيرات و كاركردهاي اين فرهنگ در تقويت و تحكيم مناسبات خانوادگي و اجتماعي و ارتقاء انضباط اجتماعي در جامعه توسط موسسه ناجي هنر طراحي و تنظيم شده و مراكزي چون موسسه مالي و اعتباري قوامين و كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان از حاميان اين حركت فرهنگي ارزشي هستند.
تا كنون رقابت 325 عكاس در مرحله انتخاب اوليه قطعي شده است. و كتاب نمايشگاه همزمان با برپايي آن منتشر مي شود.
اسامي عكاسان راه يافته به بخش مسابقه اولين يادواره عكس ياران حسين (ع) از سوي روابط عمومي اين يادواره اعلام شد. آثار اين عكاسان در نمايشگاه عكس يادواره كه از 12 تا 18 خردادماه در سالن حجاب تهران برگزار می شود به نمايش در می آيد.
امين نظري، سيد علي هاشمي، حسن توفيق، ميثم رستگاري هرمزي، مجيد آزاد، عليرضا صمدي، بهنام رضازاده، محمدرضا چايفروش، مرتضي مهدويان، علي سراج همداني، مريم پشمي زاده، علي اميرخاني، سيد محمد باقر نعمتي، حميد اسماعيل بيگي، علي رفيع پور، حسين بهرامي، محمد يوسفي، سيد محسن سجادي، ابراهيم بهرامي، يوسف اكبري پابندي، كاظم حسيني، قدير وقاري شورچه، عليرضا نعمت الله، جمشيد فرجوند فردا، سيد مجتبي خاتمي، حامد نيرومند قوچاني، محمود بازدار،مجتبي نكو، رضا عابدي، مجتبي كوچكي، حميد شعفي زاده، سيد علي موسوي، دانيال هرندي، حسن غفاري، حسن نوري، مسعود معظمي آشتياني، مهديه باقرزاده مهابادي، حسن ملكي، علي نجفي، ريحانه آجرلو، كاوه بغدادچي، همايون اميريگانه، امير رستمي، بابك بردبار، مهدي معصومي گرجي، فرامرز ميراحمدي، مهدي قلي پور سليماني، نيره صفري، جاويد تفضلي، هادي اكبر تبريزي، ابراهيم حصاري، باقر نصير، عليرضا عباسي، امير حسامي نژاد، سحر مختاري وايقان، فضيلت سوخكيان، حامد نوري، حسن قائدي، سمانه غلام نژاد، روح الله صادقي، مريم رحمانيان، فرامرز عامل بردبار، حسين ونكي فراهاني، نرگس امامي، حسين اينانلو، رسول طهماسبي، جاويد نيك پور، نازلي هروي، علي دارالشفايي، عهديه ميرصادقي، ابراهيم كوچكي، محمد سعيد غفوري، محمدرضا شريف زاده، عليرضا رحماني، داود علائي، حميدرضا صديقي، احمدرضا حلبي ساز، هادي آيين.
با درود و احترام به تک تک عکاسان با شان ومنزلت ایران، از آن جایی که در حرفه خودم، برای ارائه گزارش عملکردهایم، جامعه عکاسی ایران را تنها مرجع ذی صلاح میشناسم، لازم می دانم این گزارش را به عنوان عضو کوچکی از عکاسان ایران به محضر این جمع هنرمند و کوشا که مایه فخر این سرزمین است، تقدیم کنم.
در پی دعوت موزه هنرهای معاصر تهران از شماری از عکاسان و شکل گیری شورای سیاستگذاری یازدهمین دو سالانه عکس ایران در نهمین جلسه شورای سیاستگذاری، مورخ 5/9/1386، با وجود این که "...فرد یا افرادی خود را برای دبیری دوسالانه نامزد نکردند..." [ به نقل از صورت جلسه شماره 9 شورای سیاستگذاری دوسالانه عکس ایران] در رای گیری برای انتخاب دبیر دوسالانه به لطف دوستان حاضر در جلسه این جانب به عنوان دبیر دوسالانه برگزیده شدم. با توجه به اتفاقات ناگواری که در دوسالانه های پیشین رخ داده بود، از جمله عدم پرداخت تعهدات مالی به دبیر، داوران و اعضای شورای سیاستگذاری نهمین دوسالانه عکس ایران از پذیرفتن این مسئولیت خودداری کردم. در صورت جلسه شماره 9 به این موضوع چنین اشاره شده است: " آقای عباسی از پذیرفتن دبیری دوسالانه امتناع نمودند و علی رغم تلاش اعضای شورا در جهت قانع کردن ایشان نتیجه مشخص حاصل نشد."
در جلسه دهم، مورخ 12/9/1386، به طوری که در بند 4 صورت جلسه شماره 10 اشاره شده است، موضوع بدین شکل خاتمه یافت: " آقای عباسی پس از گفت و گوی اعضا، دبیری دوسالانه را پذیرفتند."
شروع کار با توجه به تجارب گذشته منوط شد به امضای قرارداد رسمی و تعهد پرداخت های مالی از طرف موزه. قرارداد از سوی سرپرست محترم موزه هنرهای معاصر تهران و این جانب امضا شد اما پس از نزدیک به دو ماه هنوز این قرارداد از طرف مسئولان تایید نشده است.
با صرف هزینه شخصی و تعهد مالی از طرف من CD آگهی فراخوان و همچنین بروشور طراحی و در فروردین ماه 1387 به موزه هنرهای معاصر تحویل شد تا بلافاصله چاپ و با برگزاری نشست مطبوعاتی کار پیگیری شود. که متاسفانه پس از گذشت یک ماه و نیم، فراخوان هنوز چاپ نشده و در اختیار عکاسان قرار داده نشده است.
با وجود پیگیری های مکرر من، مسعود زنده روح کرمانی، دبیر اجرایی دوسالانه و سرپرست موزه هنرهای معاصر تهران گشایشی در کار حاصل نشده است. سرپرست وقت موزه هنرهای معاصر هم دلجویانه مرا به صبر و انتظار دعوت می کند.
با توجه به احترامی که برای عکاسان و عکاسی قائل هستم، با سپاسگزاری از اعضای محترم شورای سیاستگذاری، برای اعتمادشان بدین وسیله استعفای خودم را از دبیری یازدهمین دوسالانه عکس ایران به جامعه عکاسی ایران اطلاع می دهم. با آرزوی سربلندی برای تک تک عکاسان بزرگوار ایران.
اسماعیل عباسی
ظهر پنجشنبه 26/2/1387









تهران- ۲۷/۰۸/۸۶ خيابان قائم مقام فراهاني
... بله. فقر بهار و زمستان نميشناسد. همواره ادامه دارد... نوشتنم نميآد...


تهران- یک شنبه ۲۸ مرداد... گپ با یک دخترپسرنما یا یک پسردخترنما هم می تونه یکی از کارهای یک خبرنگار - عکاس باشه... مسافت پارک دانشجو به سمت میدان ولیعصر را پیاده طی کرده بود. به گفته خودش دنبال یک سوژه مناسب می گشت، ولی نمی دونست که حالا خودش سوژه یک خبرنگار شده. خیلی روش کار کردم تا راضی به مصاحبه شد و گذاشت ازش عکس بگیرم.
خب، مشکلات جنسی هم یکی از مشکلات جوانان ایرانیه که کمتر بهش پرداخته می شه. متن کامل مصاحبه با کسی که خود را "یاشا" نامید رو می تونید به زودی در وبلاگ http://www.javaneirani.blogfa.com/ بخوانید... با وجود اینکه اسمش پسرونه بود، ما که آخرش نفهمیدیم "یاشا" دختر بود یا پسر؟!

برای دیدن تصویر با اندازه واقعی اینجا کلیک کنید
برای دیدن تصویر۲ با اندازه واقعی اینجا کلیک کنید


